مدیر

لورم ایپسوم یا طرح‌نما به متنی آزمایشی و بی‌معنی در صنعت چاپ، صفحه‌آرایی و طراحی گرافیک گفته می‌شود. طراح گرافیک از این متن به عنوان عنصری از ترکیب بندی برای پر کردن صفحه و ارایه اولیه شکل ظاهری و کلی طرح سفارش گرفته شده استفاده می نماید، تا از نظر گرافیکی نشانگر چگونگی نوع و اندازه فونت و ظاهر متن باشد.

%ب ظ، %31 %803 %1399

 

در روزهای بهاری

در آن هنگام که پرتو آسمان ابدی

بدین سان زیباست

برای چه گل ها

با دلی نا آرام از هم جدا می شوند؟

تومو نوری

نخستین سکانس فیلم "ایثار" (1986)، به کارگردانی "آندری تارکوفسکی"، با یک روایت آغاز می شود. الکساندر، بر روی خط باریکی از علف ها در کنار ساحل، بین دریاچه و جاده نشسته و مشغول کاشت یک درخت خشک است. در همهمه صدای جیغ مرغان دریایی و باد، او با پسر کوچکش حرف می زند. 

%ب ظ، %31 %803 %1399

 گذر از خاطره های بدلی

%ب ظ، %31 %803 %1399

حمیده وطنی/سلیس: فیلم «نجات آقای بنکس» که بازگویی ماجراهای مربوط به ساخت فیلم مری پایینز در سال های دهه ۱۹۶۰ میلادی است، صحنه هایی دارد که معمولا در یک فیلم محصول شرکت فیلمسازی دیسنی انتظار دیدن آن را نداریم. در یکی از این صحنه ها اما تامسون که نقش پی ال تراورس خالق مری پاپینز را بازی می کند،

%ب ظ، %31 %803 %1399

اهدا جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد نقش اصلی به متیو مک‌کاناهی برای فیلم "کلوپ مشتریان دالاس" کمتر کسی را متعجب کرد. او به خاطر بازی در نقش یک برقکار و گاوباز در تگزاس که پس از ابتلا به بیماری ایدز داروهای لازم برای افراد مبتلا به ویروس آچ آی وی را قاچاق می کند، این جایزه را برد.

%ب ظ، %31 %803 %1399

  بعد از شش سال دوباره به کارگردانی رو آوردید، با توجه به تاکیدتان روی متفاوت بودن، متن خانم مشتاقی نیا چه ویژگی داشت که آن را برای کار انتخاب کردید؟

 اولین نکته ای که در متن خانم مشتاقی نیا توجه من را به خودش جلب کرد وجه انسانی آن بود، شاید وقتی کسی متن نمایش "مرد مقابل" را بخواند به سمت و سوی یک رابطه گذشته ای که درباره یک زن است کشیده شود که اصلا ربطی به "مرد ناتمام" نداشته باشد، ولی چیزی که در متن دیدم و برایم مهم بود شخصیت های آن بودند، آدم های این نمایش هیچکدام احساس خوشبختی نمی کنند، شاید این تلنگری باشد در این جهت که چرا با تمام مهیا بودن یک شرایط ایده آل برای زندگی آدم ها احساس خوشبختی نمی کند و به خاطر این کمبود، دیگران مقصر می داند، در این نمایش با زنی روبرو هستیم که سال­ هاست که با زندگی مرفهی دارد مردی که همسر و فرزندش را دوست دارد، بچه ای که زندگی مرفهی دارد ولی هیچ­کدام احساس خوشبختی نمی کنند و مدام به دنبال یک ایده آل و آرزو هستند آرزوهایی که مربوط به گذشته است، پسر بچه ای که به نظر می آید مانع رسیدن او به آرزوهایش می شوند، با ورود یک شخص دیگر، ما متوجه می شویم که این خود ما هستیم که باعث نرسیدن به آرزوهایمان می شویم و خودمان را فراموش می کنیم، این آن وجه از نمایش بود که من را به خود جلب کرد. در وهله دوم هم وجه زنانه نمایشنامه بود که توجه مرا جلب کرد که خب طبیعی است من یک زن هستم و احساسش را هم بیشتر درک می کنم اما بی توجه به کاراکترهای مرد هم نیستم ولی شاید چون کاراکتر اصلی نمایش یک زن بود کمی بیشتر با متن احساس نزدیکی کردم.